نيكولوي سانتا سوفيايي.1
ممكن است خانوادهاش در اصل اهل قسطنطنيه باشد.
نيكولو نخستين پزشك اين خانواده بود، ولي بسياري ديگر از اعضاي بعدي اين حرفه را در پيش گرفتند. پسرش جوواني (متوفا 1389) در پادوا و بولونيا استاد بود و پسر او مارسيليو (متوفا
1403/5) در پادوا، پاويا و بولونيا تدريس ميكرد.
نيكولو شاگرد و جانشين پييترو دابانو و در فاصلهٴ سالهاي 1311 و 1350 در دانشگاه پادوا تدريس ميكرد.
هرچند هيچيك از آثارش در دست نيست، گفته ميشود او سه مقاله درباب پرهيز غذايي، شرح بر
قانون ابن سينا، دو مقاله در معالجهٴ تب حاد طاعوني و مقالهاي در مارگزيدگي نوشته است.
پييتـرو توريجانـو دي توريجانـي
پييترو توريجانو.2 پزشك ايتاليايي.
در فاصلهٴ سالهاي 1270 و 1280 در نزديكي فلورانس زاده شد، از اعقاب دو خانوادهٴ معروف والوريوس و تورينيانو بود.
نخست در بولونيا زير نظر تادئو آلدروتي (سيزدهم ـ 2) تحصيل كرد و در شمار برجستهترين شاگردان او در آمد؛ سپس در فاصلهٴ سالهاي 1306 و 1311 در پاريس تحصيل و تدريس كرد و پساز آن به بولونيا بازگشت. او در اواخر عمرش به سلك راهبان كارتوسي درآمد و در اواسط قرن وفات يافت. مهمترين تأليفش شرح مفصلي است بر
كتاب الصناعة الصغيرة جالينوس تحت عنوان كاملترين شرح كه سبب شد تا خود او به شارح كامل ملقب شود. اين شرح، كه پر از موشكافيهاي كلامي است، تا اواسط سدهٴ شانزدهم از مقبوليت زيادي برخوردار شد و گواه آن تعداد چاپهايي است كه تا آن زمان از آن كتاب صورت گرفته است.
پييترو از معاصران دينو دل گاربو بود، كه به ناحق به دزديدن آثار پييترو متهم شد.
پييترو در شرح كامل به مخالفت با برخي عقايد ارسطو، جالينوس و ابن سينا ميپردازد، جسارتي كه نشانهاي از اصالت اوست؛ مثلاً برخلاف ارسطو، عقيده دارد مركز حواس در مغز است و نه در قلب. همچنين ميگويد وجود دو دسته عصب ضرورتي ندارد تا دستهاي حركات را اداره كنند و دستهٴ ديگر احساسات را انتقال دهند. بلكه يك دسته اعصاب ميتواند هر دو كار را بر عهده گيرد. يكي از اشارات با ارزش او اين است كه ميگويد تب ناشي از اخلاط فاسد نيست.